دل آرام

این وبلاگ در مورد مطالب کاربردی برای تقویت روحیه افراد در شرایط سخت میباشد

دل آرام

این وبلاگ در مورد مطالب کاربردی برای تقویت روحیه افراد در شرایط سخت میباشد

سلام که تکرار شود
قطره قطرۀ کدورتهای جان را شستشو میدهد!
باز هم سلام...
که نام خداست، مفهوم زندگی ست،
بهانۀ شروع ارتباط،
زیبایی حضور آدمی،
و نمایش احساس است...
سلامی رهاتر از رها
برای جانهایی که به انگیزۀ مهربانی زندگی
می کنند.
سلام
روز زیبایتان بخیر

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۱۹ مطلب با موضوع «مناجات» ثبت شده است

ای خدایِ رحیم و بخشنده

عذر شرمنده را پذیرنده

زبتدا تا انتهای جهان

حمد و ذکر و ثنای تو گویان

چون تو را ابتدا و آخر نیست

جز بقای تو حرف دیگر نیست

همه هستی تو، غیرِ تو کس نیست

آنکه گوید منم، به عالم کیست؟

نعمات تو را سپاس کنم

از پی بخشش التماس کنم

مینمایم به پیشت استغفار

که ببخشی مرا تو ای غفّار

عذر خواه آمدم خداوندا

تو ببخشا ز راهِ لطف مرا

ارحم الرّاحمینی و غفّار

می پذیری ز بنده استغفار

گویم این گفته های پر برکات

بر محمّد و آل او صلوات

چهار صد سال رفته بعدِ هزار

چهارمین سال گفتم این اشعار

پنجمین سالِ انقلابِ کبیر

این دعا را نموده ام تحریر

باشد ار کس ز من نماید یاد

با دعایی کند روانم شاد

حاج اصغر عرب (خرد)

۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۰۸
دل آرام

یا الهیّ و ربّی و مولای

کردگارِ عظیم بی همتای

به که رو آورم؟ چه چاره کنم؟

بندِ غم را چگونه پاره کنم؟

چون شوم زار و خوار و بیچاره

دردِ من را تو میکنی چاره

چون تویی کردگار و آقایم

در برت عجز و لابه بنمایم

گر زنی آتشم به جان و به تن

دوستانت جدا مساز از من

گر در آتش بیفکنی زارم

دست از عشق بر نمیدارم

آن چنانم به روی تو مشتاق

که محال است صبرِ دردِ فراق

طعم آتش چشیدنت آسان

بار هجران کشیدنت نتوان

گر فراقم نصیب فرمایی

نیستم طاقتِ شکیبایی!

گنه اندوخته ام بجای صواب

کیفرم آتش است و زجر و عذاب

کن کرامت به این فقیرِ حقیر

درگذر از گناه و از تقصیر

عفو کن، عفو، سیّدی، مولا

رحمتت را نصیبِ من فرما

حاج اصغر عرب (خرد)


۲۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۰۰
دل آرام

کاش دانستمی که مولایم!

صاحبِ اختیار و آقایم!

آنکه کرنش کند در این درگاه

روی ذلّت نهد به خاک سیاه

تو مسلّط بر او عذاب کنی؟

کاخ امیّد او خراب کنی؟

آن زبانی که شکر تو گوید

از سرِ صدق ذکر تو گوید

ذکر توحید بوده بر دهنش

نام تو بوده بهترین سخنش

این زبانی بود که ذکرِ تو گفت

این بوَد مژّه ای که خاک تو رُفت

شرح و مدح تو میکند از بر

تو مسلّط کنی بر آن آذر؟

آن قلوبی که میکند اقرار

که تو یکتا خدایی و غفّار

از سر صدق و علم و دانایی

کرده اقرار آنکه یکتایی

به خضوع و خشوع و عجز و نیاز

سوده بر خاک راه، رویِ نیاز

میکند با خشوع، استغفار

همه ذرّات جسمِ او یکبار

عضوهایی که جُسته در هر جا

با دو صد عشق و شور و شوق تو را

حاج اصغر عرب (خرد)

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۳۰
دل آرام

دائماً ذکرِ تو مرا به زبان

دوست میدارمت من از دل و جان

نیستم جز به سوی تو پویا

هم زبانم به ذکر تو گویا

یادِ تو گشته در دلم محکم

نشود عشقِ تو ز قلبم کم

دل به غیرِ تو آشنا نکنم

جز به سوی تو من دعا نکنم

تربیت کرده ای مرا به وفا

دور از فضل خود مساز مرا

چون که نزدیک کردیم با خویش

از فراقت مرا مساز پریش

از تو هیهات، کی کنم باور

که مرا خوار سازی و مضطر

دور سازی مرا ز رحمتِ خود؟

بی نصیبم کنی ز نعمتِ خود؟

باورم نیست از چنان تو کریم

به مصائب کنی مرا تسلیم

باز با دردم آشنا سازی

به بدیها مرا رها سازی

تو، به نزدیکی ام پسندیدی

فیض قربت به لطف بخشیدی

نیست بخشنده را پسندیده

باز پس گیرد آنچه بخشیده

حاج اصغر عرب(خرد)

۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۰۰
دل آرام

رحم بر حال ناتوانم کن

بر ضعیفی استخوانم کن

تو مرا آفریده ای به کرم

مده این دامِ آشنا را رَم

پای ننهاده اندر این دنیا

پیش از آن ساختی غذای مرا

کرمت بی قیاس و بی پایان

شُکرِ یک، از هزار آن نتوان

تو به لطف و عنایت و اکرام

دل آشفته ام نمودی رام

من که دارم به بندگی اقرار

تو به مأمور دوزخم مسپار

باورم نیست از چنان، تو کریم

که نمایی به آتشم تسلیم

از چنان، تو کریم بخشنده

آتش؟ آنهم به عبدِ شرمنده؟

یا الهی و سیّدی، ربّی

بَعدَ ما انطَوی عَلی قَلبی

باورم نیست گر به عجز و نیاز

شرمسار آمدم به پیشِ تو باز

دورم از فیض رحمتت سازی

در عذاب و بلایم اندازی

دلم آکنده از محبت توست

انتظارم به فیض رحمتِ توست

حاج اصغر عرب (خرد)


۶ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۰۹
دل آرام

گر برانی مرا از این درگاه

به کجا رو کنم که نیست پناه

سر اگر در خط قضا دارم

دست بر دامن دعا دارم

گر عذابم مقرّر است و قرار

حکمِ عفوِ مرا تو صادر دار

من همان خسته و پریشانم

وز گناهانِ خود پشیمانم

بندۀ روسیاهِ درگاهم

عفو جویان و مغفرت خواهم

هیچ عذری به جز پشیمانی

من ندارم چنان که میدانی

عذر خواه آمدم، پشیمانم

عفو جوینده من ز عصیانم

توبه کار آمدم پی غفران

دارم اقرار بر خطای گران

مُذعن و معترف به جرم و گناه

آمدم، آمدم بر این درگاه

بپذیر عذر من خدای رحیم

که غفوری تو و عطوف و کریم

تو رها کن مرا از این زنجیر

که به شدّت مرا نموده اسیر

تو خدای منی، پناهم ده

درِ رحمت گشا و راهم ده

شامل فیض رحمتم فرما

عذر من را پذیر و عفو نما

گر گران است بار عصیانم

زیر بارِ گنه پریشانم

حاج اصغر عرب (خرد)


۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۴۴
دل آرام

کیست غیر تو کردگارِ دگر

که به درگاه او بسایم سر؟

کیست پروردگار جز تو کسی

که کند حالِ بنده دادرسی؟

بِه کند هر بدی که آید پیش

دور سازد ز جان و دل،  تشویش

بار پروردگارم، ای مولا

ای خدا، ای رحیمِ بی همتا

هان که درها به روی من بسته

شده ام از خطای خود خسته

تو بر این خسته مرحمت فرما

بابِ بخشش به روی من بگشا

گر ز نادانیم خطا کردم

به تن و جان ِ خود جفا کردم

امرت ار مو به مو نشد اجرا

عفو کن کرده و نکرده ما

کرده ام من خطای بی حد و مر

تو ز رأفت ز جرم من بگذر

پادشاهی تو را و حکم تو راست

اندر این خانه چه جای چون و چراست

من کیم تا که حجّتی آرم

بر قضایی که رفته بر کارم

باز باز آمدم بدین درگاه

خسته، بشکسته روزگار سیاه

معترف بر گناهکاری خویش

بینوا و ذلیل و زار و پریش

زانچه بد کرده ام پشیمانم

عفو فرمای جمله عصیانم

حاج اصغر عرب (خرد)



۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱ ۰۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۰۰
دل آرام

ای خداوند قادر و دانا

خوب دانی تو کرده های مرا

آنچه کردم گناه در پنهان

یا که ظاهر نموده ام عصیان

در قصاصم بیا شتاب مکن

کاخ امید من خراب مکن

گر که عصیان من شمار شود

رازها جمله آشکار شود

ای کریما به عزتت سوگند

باب رحمت به روی بنده مبند

به عطوفت، تو حال زارم بین

به رئوفت، دل فکارم بین

تو کریم و رئوفی ای دادار

من بیچاره را به خود مگذار

خورده ام من فریب دهر دغا

عذر خواه آمدم ز جرم و خطا

خصم پرورده ام به نادانی

مانده ام در غم و پریشانی

ای خدای کریم و حیّ قدیم

رحم فرما به بنده تسلیم

حاج اصغر عرب (خرد)

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۱۰
دل آرام

ای خدا بس بزرگ گشته بلا

بد شده روز و روزگار مرا

نارسا گشته است اعمالم

بدتر از بد کنون شده حالم

بسته دربند نفس نادانم

من بد و نیک خود نمیدانم

نفس کرده به من خیانتها

در مصائب مرا نموده رها

کرده دنیا به بند خود بندم

کودک آسا به بازی افکندم

زار افتاده ام به حال پریش

غافل از جرم خویش و کرده خویش

نفس عصیانگرم خطا کرده

قسمتم حالیا بلا کرده

بسته در پای عقل و فهمم بند

غافلم کرده با زن و فرزند

آن چنان خسته و پریشانم

که از آن شرح و وصف نتوانم

به بزرگی و عزتت سوگند

در چنین بند و محنتم مپسند

از عذابم به لطف ساز معاف

بگذر از کار زشت و فعل خلاف

تو که دانی نهان و پیدایم

لطف فرما مساز رسوایم

حاج اصغر عرب (خرد)

۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۰۱
دل آرام

من نمودم به نفس خویش ستم

سوی عصیان زدم ز جهل قدم

گشت نادانیم چو رهبرِ راه

پالهنگم کشید سوی گناه

وای بر من چه جرمها کردم

زان خطاهاست چهره زردم

گفتم آنجا چو دوست یار منست

بر فلاح و صلاح، کارمنست

می نمایم به جرم خود اقرار

جرأتم شد ز مهر تو بسیار

باز فرما ز لطف یاریِ من

در گذر از گناهکاریِ من

ای خدا،ساتری تو و مولا

عاصیان را کجا کنی رسوا

تو به خوانِ کرامتم خواندی

جرمهایم ز لطف پوشاندی

ای بسا جرمهای سخت و گران

که شد از مهر و لطفِ تو پنهان

تو نگهدار بودیَم ز بلا

حفظ کردی مرا ز لغزشها

آنچه مکروه شد ز من پیدا

دفع کردی ز لطف و مهر و عطا

تا شدم من ز ذکرِ تو بیراه

با سروشی نمودیم آگاه

حاج اصغر عرب (خرد)

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۳۲
دل آرام